X
تبلیغات
یادداشت حقوقی - ربا در فقه اسلامی
تاريخ : سه شنبه هجدهم بهمن 1390 | 16:2 | نویسنده : حمید غلامی

دکتر محقق داماد

در کتاب مکاسب ربا نیامده تنها کسی که یک رساله در مورد ربا نوشته سید محمد کاظم یزدی در کتاب عروه الثقی 6 است. ج 6، اول ج 6.

ربا: درلغت یعنی زیادی در قران هم ربا آمده: در آیه 275 سوره بقره مى خوانیم: «الذین یاكلون الربا لا یقومون الا كما یقوم الذى یتخبطه الشیطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البیع مثل الربوا و احل الله البیع و حرام الربوا فمن جائه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف و امره الى الله و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فیها خالدون، آنها كه ربا می خورند بر نمی خیزند مگر مانند كسی كه شیطان به جنون آشفته اش كرده است. این از آن روست که گفتند:داد و ستد صرفا مانند رباست؛ در صورتی که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است. پس اینک کسی که از پروردگارش پندی به او رسد و باز ایستد، آنچه گذشته از آن اوست و کارش با خداست و هر که به (رباخواری) بازگردد، پس آنان دوزخیانند و در آن ماندگارند.چندین آیه در قرآن راجع به ربا است: آیه 29 سوره روم ، سوره نسا:و...چه ربایی بوده که در بنی اسرائیل بوده ودر قرآن از آن نهی شده ؟ آیا قرآن می گوید که در دین موسی اینطور بوده ؟ استاد: به نظر می رسد که درشریعت خود موسی اینطور بوده است.در دین یهود در تاریخ، در گندم ودر نقدین ربا رایج بوده می گفتند بین ما باشد ربا ولی بین ما وقوم دیگری نباشد.

احکام ربا: اولاتقسیم می کنیم ربا بر دو قسم است: قرض، معاوضی.

ربای معاوضی: معامله کردن دو مال است حتی در عقد صلح ( نه فقط بیع )، به زیاده، زیادی -مادی: صد کیلو گندم با صدوبیست کیلو گندم- معنوی: گندم خوب با گندم بد.حالا معاوضه چه معامله ای شامل می شود هر عقد معاوضی مثل بیع ، هبه معوض، صلح معوض.هبه معوض که مثلا چیزی ببخشیم به کسی مثل صد کیلو گندم، وشما هم 110 کیلو گندم به من بدهی .حتی اگرکه معاوضه ای یکی شرط داشته باشد یک نه، من 100 کیلو گندم می دهم - به شرطی که تو هم 100 کیلو به من یک جلسه درس هم  بدهی.(شرط ربا  عوضین متجانسین بوده است)

خلاصه: ربای معاوضی زیادی در احد عوضین متجانسین ، زیاده می تواند از جنس همان باشد یا از چیزی دیگر و زیاده، تحمیل کرده باشد-اگر بگویی من به شما 100 کیلو گندم درتهران می دهد، شما 100 کیلو گندم در بندر عباس به من بده ؟ ربا است - همان مقدار است ولی زیادی، همین حمل  تا آنجاست.

آیا معامله ربوی کلا فاسد است یا همان زیاده است فاسد است؟

چند قول در این مساله است: 1-معامله ربوی مطلقا فاسد است( اصل معامله فاسد است)2-معامله مطلقا صحیح است، آن مازادخواه جزء باشد خواه شرط باشد. 3- تفصیل اصل معامله صحیح است. ونسبت به زیاده اگر جزء باشد باطل است. اما اگر شرط باشد نسبت به زیادی صحیح است- 100 کیلو می دهم 20 1کیلو بده نسبت 20 کیلو فاسد است.

اما اگر بگوید 100 کیلو میدهم در مقابل 100 کیلو شرطی که 20 کیلو اضافه بدهد= 100 کیلو صحیح است.

احل الله البیع وحرم الربا

 ربا یعنی معامله ای که در آن زیادی است یا آن زیادی ربا است؟

1- به نظر می رسد آن زیادی حرام است-2-یا اینکه بگوییم نه ربا یعنی معامله ای ربوی- 3- قول تفضیل جزء اگر باشد، آن زیاده رباست اما وقتی که شرط بوده، شرط که مقابل چیزی قرار نگرفته ، پس ربا نیست.قول اول که می گوید مطلقا حرام است، چون قابل تمیز نیست وجدا نیست تا بگوییم 20 کیلو ربوی است قول دوم می گوید فرق بین شرط وغیر شرط نیست ومعامله ربوی است.

استاد: به نظر ما می رسد که ما از نظر ادله فقهی ،معامله ربوی را حرام می دانیم نه آن مازاد را ودرست است که شرط فاسد را مضر نمی دانیم، ولی همین شرط معامله را غیر مماثل کرد. یعنی دیگر هم وزن نیست.اما این شرط، گاهی اوقات که موجب ربا می شود، گاهی مانع رباهم می شود، مثلا: من 1 تن گندم می دهدبه 1 تن ونیم ، به شرطی که 1/5 می گیریم و یک دست لباس برای طرف مقابل بدوزم » به نظر می رسد این شرط مانع ربا می شود چون آن زیاده از مقابل دوختن لباس قرار می گیرد، به نظر می رسد این حرف قابل توجه است که این شرط خودش نجات داده قضیه را یعنی با یک تن گندم ودوختن لباس از مثل بودن دو چیز آنها را در آورده.

به نظر می رسد معامله ربوی حرام است ونه ربا وزیادی ان : (قول اول) درست است که شرط فاسدو مفسد نیست اما این شرط باعث شده معامله هم وزن نباشد بنابراین کل معامله باطل است.

ربا ظاهرش در این است که در همه معاملات وجود دارد. به نظر ما ازنظر روایات واخبار که می گوید، لذا اختصاص دادن ربا فقط به بیع ، وجهی ندارد. شاید بتوان هبه را جدا کرد چون اخبار منصرف از آن است.  یا بعضی وفقها در ایراد  می گویم 10 میلیون بدهکاری، به من 12 میلیون بده تا ابرا شود. ممکن است کسی بگوید چون معاوضه نیست، ربا نیست.اگر کسی 1 تن گندم خوب دیگری را تلف کرده 1/5 تن گندم بد بدهد، درست است که این یک معاوضه نیست  ولی باز جزء ربا تلقی می شود.

استاد: ما معتقدیم که ربا در جایی است که کسی چه معاوضی وچه قرضی، چیزی می گیرد برای رفع نیازش ومتعهد می شود بعد از تولید برنج، زارع یک مازاد بدهد، اما وقت شما پول وگندم و... بدهید برای تجارت نه برای نیاز. او هم می رود وآن را می کند. ده برابر، آیا این ربا است؟ استاد: اینها ربا نیست، بانک هم ربا نیست استاد: ربای مذکور در قرآن ربای ظلم بوده- فلکم رئوس اموالکم، لاتظلمون ولاتظلمون- ربا منتهی به ظلم است.

استاد: در بانک: اگر شرط شود من اصلا ضرر نکنیم این مقتضای ذات عقل است : هم شرط هم معامله باطل است ولی اگر شرط شود بانک جبران خسارت کند در صورت ورود ضرر، این کاملا صحیح است.

1390/1/30

 برای تحقق ربا در معامله ای  و حرمت آن دو عنصر لازم است:

1-اتحاد جنس عوضین:هر دو گندم یا جو و...باشد یا یکی از دیگری به دست آمده باشد. مثل کشمش وانگور یا هردو از مشتقات یک چیز باشد مثل ماست وکشک جنس منطقی است ولی گندم وخرما هم جنس نیستند زیرا اولی غلات است ودومی میوه است. گندم خوب وبد زرد وقرمز گندم هستند. گندم و جو- هر دو غلات (در عربی) طعام است گندم ومباش هم جنس است. اگر شک کردیم به عموم احل الله البیع استناد می کنیم ومی گوییم بیع درست است. حال تمسک به عام در شبهه موضوعیه است مثلا  همه علما احترام بگذارد و مگر فاسقین- این آقا نمی دانیم عادل است یا فاسق، تمسک به عام درشبهات مصداقیه مخصص جایز نیست.جواب اشکال؛ چرا تمسک به عام در شبهات مصداقی جایز نیست؟عموم احل الله البیع  ظهور در عموم دارد ولی خاص نص است یا اظهر است. وبه خاطر تقدیم نص بر ظاهر یا اظهر بر ظاهر مقدم می شود.

آقایان می گویند ظهور عموم احل الله البیع  در جمیع افراد است وحکم این را گرفته است نمی دانیم که لاتکرم فاسد این اقا را  گرفته است یا خیر؟ در این جا به اطلاق عموم استناد می کنیم ونیازی نداریم که احراز کنیم که ربا است وچون نمی دانیم نص این را گرفته یا نه؟حال 10 کیلو گندم به 12کیلو جو هم جنس هستند یا نه؟حال اگر یقین داشتیم که ربا این را گرفته معامله وپول باطل وشک داشتیم معامله باطل نست.

100کیلو گندم را به 100 کیلو گندم می فروشم نقدا - بلا اشکال است.

100 کیلو گندم در برابر 110 کیلو گندم نسیه ربا است.

100کیلو گندم به 110 کیلو گندم یه سال بعدباطل است مدت ارزش معنوی دارد ومتفاضل شد واین ربا است.مدت ربا بودن را از بین نمی برد به عبارت دیگر کاررا خراب می کند اما آن را از بین نمی برد.جنس خوب جنس بد وضعیت آن چگونه است. مثال  100 کیلو خوب به 110 کیلو بد اتحاد جنسین وزیادین است. به نظر فقها روایت از علی ابن ابی طالب(ع) است که حبوبات جنس واحد است مثل ماش وعدس و گوشت گاو وگوشت گوسفند اختلاف جنسین نیست.

از آیه قرآن استفاده می شود معیار ما ظلم است واگر علت اصلی بدست آمد حکم براساس علت تغییر می دهیم وتمام این ها براساس ظلم باید تفسیر شود گندم نقدا باشد ظلم نیست وگندم خوب وبد ظلم نیست.

ظلم چیست؛ وکجا ظلم است؛ یک نوع ربای عقلانی که ظلم باشد. ظلم را قرآن تفسیر می کند که ظلم چیست. ظلم که در قرآن استباط می شود. این است در مقابل مدت قیمت قرار گیرد. داشتن پول سود می کند اما نه خود پول-اگر 100 کیلو بفروشد وسود کند این نوعی مضاریه است.از قرآن استنباط میشود مدت قیمت ندارد اما مدت مصحح نمی تواند باشد اما مفسد می تواند باشد. گندم فقط دادم وفرد دوم مصرف کند ودر مقابل مدت ،اضافی می گیریم این ظلم نیست.

2- مکیل وموزون باشد: جنس با کیل و وزن به فروش رود در غیر مکیل وموزون مثل معدود- شمارشی- ربا وجود ندارد یا زرعی مثل پارچه –یا گرد و عددی است حیوانات عددی است. 100 متر پارچه به 120 متر ربا نیست وتوجیه عقلانی ندارد. روایت از امام صادق(ع):پارچه و... قیمی هستند ومثلی نیستند- استنباط از روایت. بیض به بیضه- اشکال ندارد. شاه به شاتین- یک گوسفند به دو گوسفند 100 کیلو گندم به 100 هزار تومان- سه ماه بعد  و حال سه ماه بعد در قبال 100 هزار تومان- 110 کیلو گندم بده. هزار تومانی-1000 دربرابر 1100 هزار تومان- ربا نیست.

البته باید ظلم را معیار قرار داد وظلمی که فقط در قبال هدایت پول می گیرد. استاد معتقد است. فرق بیع و ربا این است که در ریسک .وجود دارد اما در ربا رسیک وجود ندارد واین شد تفسیر ظلم به در ظلم ریسک وجود ندارد اما در غیر ظلم ریسک وجود دارد.

خیلی از چیزها در طول تاریخ فرق کرده است، مثل زمانی تخم مرغ دانه، دانه بود ودر جایی یازمان دیگر موزون- برخی می گویند آنچه در عصر پیامبر حاکم بود.سید حرف قبول ندارم زیرا دلیل وجود ندارد ومعیار زمان انجام آن است. (صاحب عروه)

گوشت با حیوان زنده: مشهور جایز نیست. ابن ادریس ومحقق در مختصرالنافع فرموده درست است. محقق می گوید اصل عدم است چون شک داریم. خرمای خشک با رطب چطور است، اختلافی است به دلیل وجود یک روایت سید می گوید این روایت ضعیف است ودلیلی بر حرمت نیست.

 آن ربا بین پدر وپسر دختر فرق نداره ، که کدام بدهد وکدام بگیرد  ولی مادر اولاد چطور ربا است.بین زن وشوهر؛ اشکال ندارد. هرکدام می خواهد باشد.

بیع صرف بین مسکوک یعنی بیع طلا ونقره است البته اسکناس فرق می کند سایر اوراق نقدیه است در مورد  برات فقها می گویند یک سند پرداخت مال است وفروش برات در حقیقت نقد را می فروشیم وبرات ارزش ندارد واگر برات 1 میلیون تومانی به 1200 بفروشد ربا است. اسکناس ،فروشی نیست وارزش مالی ندارد ارزش آن اعتباری است و به اندازه قیمت آن ارزش دارد نه به خاطر برگه آن وفرقی نیست بین اسکناس با برات، بین معامله اسکناس با اسکناس ربا نیست.

حیل ربا:

مرحوم امام خمینی تمام این ها رارد کرده است اما سایر فقها آن را قبول دارند. امام خمینی به فلسفه های ربا نظر دارد.

1-فردی که زیاد می دهد. یک چیزی به عنوان ضمیمه بگیرد.... 10 کیلو گرم به 120 ویک قوطی کبریت هم گیرنده می دهد.

2-این گندم به 100 میلیون واین 100 میلیون با پرداخت 12 میلیون تن ادکلن.

3- دو هبه به طور مستقل 100 تن گندم هبه وطرف مقابل 120 هبه کند. در اینجا دو هبه بلاعوض است.

من قرض می دهم 100 تن گندم وذمه بری می کنم شما 120 تن گندم به من قرض می دهدی وبری می کنی ذمه.

100تن می دهم و20 تن راهبه کن ودر این جا الزام قضایی نداره.یکی صلح کن 120تن گندم صلح می کنم به شرطی که 100 تن گندم به من بفروشی 100 تهاتر20 تن بدهکاری می شود.

.احتکار- جلد 2 -2 وجواهر 480تا481-